الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

460

الغدير ( فارسى )

- از اين‌رو ، طعام خود را در راه خدا به يتيم و مسكين و اسير بخشيدند . - بدين شعار مترنم شدند كه ما براى خدا شما را طعام بخشيم ، نه جوياى دعا باشيم و نه خواهان شكر و ثنا . - به خشيت پروردگارمان اندر ، كه روزى سهمگين در پيش داريم با چهرهء دژم . - خدايشان از شر آن روز بر كنار فرمود و خرمى و شادى به ارمغان افزود . - از آن‌رو كه در ناملايمات صبور آمدند ، بهشت و جامهء حرير پاداش گرفتند . - بر تخت عزت لميده ، نه خورشيد تابان مىبينند و نه زمهرير سوزان . - سايهء افراشته ، ميوه‌هاى آويزان . - جامهاى نقره‌فام از بلورهاى شفاف ، ساختهء دست قدرت . - پسران سيمتن خوش‌سيما به خدمت شتابان ، چو دانه‌هاى در شاهوار غلتان . - در دست جامهاى شراب ، پالوده با زنجبيل ، لذيذ و دلپذير ، آرام‌بخش سينهء دردمندان . - با دستبندهاى سيمين و زرين زيور گيرند و خدايشان از شراب پاك سيرابشان سازد . - جامهء ديبا در براز سندس سبز ، جاودانه در لمعان . - اين است پاداش بردبارى و تحمل ، مساعى شماست مشكور و مقبول . و باز در همين معنى گويد : - خداى ثنايشان گفت ، آنگاه كه وفا به نذر نمودند . - ويژه و مخصوصشان گردانيد و با بهشت و جامه‌هاى حرير خلعت داد . - نه با تابش خورشيد آشنا شوند ، و نه سرماى زمهرير بينند . - از شراب ناب سيراب شوند ، شرابى پالوده با كافور . و باز در همين معنى است : - در سورهء « هل أتى » اگر آن سوره را خوانى ، مساعى جميلهء آنان را مشكور يا بى . - از آنجا كه مسكين و يتيم و اسير را طعام بخشيدند ، به زير لب زمزمه كردند : به خاطر خدايتان طعام بخشيم و در پاداش ، نه دعاى خير خواهيم و نه تشكر و معذرت . - از آنكه بيمناكيم و از خداى ترسان در روزى كه آن روز سهمگين و سخت هولناك است .